در همه دنیا ال‌کلاسیکو پخش مستقیم شد به جز هندوستان! بیش از 3 میلیارد نفر جنگ جدایی‌طلبان کاتالان را با تیم پادشاهی اسپانیا دیدند. آنها رونالدو دیدند، ابراهیموویچ دیدند، کاکا دیدند، پویول و مسی و...را دیدند. یعنی بیش از 3 میلیارد نفر این ماراتن نفس‌گیر را  تا دقیقه 90 دیدند اما در ورای این مسابقه فوتبال نمایش‌دهندگان و آنها که این تئاتر را به اکران بردند خیلی چیزهای دیگر هم نشان دادند تا همه ببینند و اتفاقا دنیا برای 90 دقیقه تعطیل شد تا ببینند آنچه را که تولیدکنندگان این نمایش جذاب دوست داشتند که ببینند!

می‌گفتند فوتبال جنگ زمان صلح است  اما ما می‌گوییم نه! فوتبال و ورزش پا را از این فراتر گذاشته و "استعمار عصر نوین" است. استعماری با معماری جدید با سرو شکلی جدید که از سیاهان آفریقا تا بازارهای جهانی را مال خود می‌کند آن هم بدون جنگ و خونریزی و دعوا! اتفاقا با شادی و خوشحالی هم چنین می‌کنند و همه از این استعمار با آغوش باز استقبال می‌کنند!

دوباره به ال‌کلاسیکو نگاه کنید! چه می‌بینید! در واقع برگزارکنندگان این تئاتر رویاها بین کهکشانی‌های 2 و تیم رویای 2 چه می‌خواستند تو ببینی؟

پاسخ این است: می‌خواستند تو ببینی توانایی ساختن چه تجهیزات و سخت‌افزارهایی دارند. می‌خواستند تو نیوکمپ را ببینی و بگویی به‌به چه ابهتی! می‌خواستند تو ببینی که مردم  کشورشان خوشحال هستند! این مهم را بارها با زوم کردن دوربینهای آخرین مدل روی صورت مردها و زنهای اسپانیایی و اروپایی نشانت دادند و در درونت گفتی: به به چه زیبا، چه خندان، چه راحت! می‌خواستند تو ببینی که چگونه به سیاهان آفریقایی کمک کرده‌اند و از بچه‌های گرسنه و پوست به دنده رسیده چه بازیکنانی ساخته‌اند و لابد بگویی چقدر انسان‌دوست! به‌به که چه کمک‌هایی به قاره سیاه کرده‌اند و حتی جای خودشان را در زمین سبز چمن به آنها هبه کرده‌اند! و تو البته که نمی‌بینی با ایجاد کمپهای آموزشی با ارزان‌ترین روش ممکن بچه‌های مردم را می‌سازند و به گران‌ترین قیمت ممکن آنها را تجارت می‌کنند و برده‌داری نوین را در پشت لوای فوتبال به اجرا می‌گذارند! و پس فردای روزگار هم با بزرگ شدن و الگو شدن این سیاهان در کشورهایشان و اخذ پست‌های سیاسی، بیشتر روی آن کشور تسلط ایجاد می‌کنند!

می‌خواستند تو ببینی که چقدر دموکراتند! آنها عدالت راحتی با مخالفان کاتالان و استقلال‌طلبان کشور خودشان هم رعایت می‌کنند! به آنها اجازه مبارزه می‌دهند، اجازه جنگ و حتی پیروزی در زمین فوتبال را می‌دهند و تو البته نمی‌بینی که با چنین سوپاپهای اطمینانی چگونه از نظر روانشناسی کاتالان را با پیروزی‌های اینچنینی کنترل می‌کنند تا خطر درونی خودشان را از بین ببرند و از آن اسبابی برای تصویرسازی دموکراتیک خود در دنیا بسازند!

می‌خواهند مدیریت آنها را ببینی و بگویی: " به‌به چه مدیرانی"! می‌خواهند نظم و فرهنگ آنها را ببینی و بگویی به‌به چه فرهنگی! می‌خواهند بگویند که مردان ما چه مبارزان رزمجو و توانمندی هستند و تو می‌بینی آنچه را که آنها از پویول، رائول و...به تصویر می‌کشند!

می‌خواهند تو ببینی اعجوبه‌هایشان را و می‌بینی، می‌خواهند تو ببینی که چه ابهتی دارند و تو می‌بینی! می‌خواهند اقتدارشان را دیکته کنند و می‌کنند. می‌خواهند تو ببینی که چقدر زرق و برق دارند! می‌خواهند با 3 میلیارد بیننده بازارهای جهانی‌ات را فتح کنند و می‌کنند! تبلیغات محیطی‌شان، زبانشان، لباسهایشان که بر تن مانکنهای زنده کرده‌اند را می‌بینی و از آنها لذت می‌بری! می‌خواهند احترام به یکدیگر توسط خودشان را نشان بدهند و نشان می‌دهند و تو می‌بینی و مسخ می‌شوی که غرب انسان‌دوست و سیاه‌دوست و سفیدپوست است و با اقتصادی پویا و مدیرانی قدرتمند و سازه‌هایی با ابهت.

90 دقیقه دنیا را متوقف می‌کنند تا ببینی و من تو هم می‌بینیم آنچه را که آنها می‌خواهند ببینیم!

و در دنیای کنونی چه چیزی از این قوی‌تر و بهتر است؟

استعمار فرهنگی یعنی چه؟ آیا به معنای آن نیست که همه همان فرهنگی را داشته باشند که ما می‌خواهیم؟ آیا خرید بچه‌های سیاه و تربیت آنها و تبدیل آنها به ستاره‌های جهان و در نهایت استفاده ابزاری از آنها برای پیشبرد منافع بلندمدت سیاسی در کشورهایشان یک جور برده‌‌داری نیست؟

نه قصد نداریم همه چیز را از دریچه سیاه ببینیم و فقط منفی‌نگر باشیم و اصالتا قصد نداریم فوتبال را با نوشتن اهداف بلندمدت و کوتاه مدت پشت سرش به مذاق فوتبال‌دوستان ایرانی تلخ کنیم بلکه برخلاف نظر این لحظه‌ توی خواننده مطلب می‌خواهیم به مسئولانی تلنگر بزنیم که فوتبال و ورزش را در ایران در حد سرگرمی می‌بینند و به آن توجه نمی‌کنند و آن را با روشهای جدید معماری  نمی‌کنند تا فوتبال ما و ورزش، من و تو شکست‌های تحقیرآمیزی را تحمل کند و غرور من و تو را خدشه‌دار کند!

خبر امروز کالایی بسیار گرانبهاست و در عصر اطلاعات هر کسی بیشتر بتواند اخبار مثبت خود را به جهان دیکته کند ابرقدرت‌تر است و به لحاظ فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و...در دنیا جلوتر قدم برمی‌دارد و به همین دلیل است که معتقدیم ساختن ورزش به روش صحیح و قدرتمند حتی از داشتن بمب اتم هم مهمتر است چون  ابعاد فرهنگی، تولید متحدان و تأثیری که بر دنیای کنونی می‌گذارد بسیار خوشایندتر و وسیع‌تر و تواناتر از داشتن بمب اتم است!

 و به این ترتیب است که وقتی رئیس فدراسیون یا مسئولان ورزش به سادگی می‌گویند در فوتبال یا ورزش دیگر آقای آسیا نیستیم و ضعیف شده‌ایم و درجه دوم شده‌ایم باید بپذیریم که در تأثیرگذاری روی دنیا با شکست مواجه شده‌ایم آن هم در حالی که پتانسیل آن را داریم و قدرت آن را داریم اما تا وقتی به اهمیت و سیطره ورزش و به ویژه فوتبال در دنیا پی نبریم هرگز نمی‌توانیم فرهنگمان، مذهبمان، مدیریتمان، دست صلح و دوستی‌مان، صنعت و کالاهایمان، نبوغمان، ایدئولوژی‌مان و...را عرضه کنیم و اهداف بلندمدت و کوتاه مدتمان را به مردم دنیا نشان دهیم و آنها را به سمت تفکرات خودمان بیاوریم و از آنها متحدانی معنوی بسازیم!

نه نگاه به ورزش باید در ایران عوض شود. این صنعت امروز پرتوان‌ترین کالای خبری است که به خانه‌های همه مردم در دنیا از قاره سیاه گرفته تا آمریکا و اروپا و شرق دور و استرالیا وارد می‌شود و همه آن را می‌بینند! پس اجازه ندهید ضعف ما را ببینند! سازه‌های نیمه‌کاره و غیراستاندارد ما را ببینند! شکست‌هایمان را، مدیریتهای غیرتخصصی و ضعفهایمان را، ادبیات غیرصحیح‌مان را و هرج و مرج و بی‌نظمی‌مان را ببینند!

در دنیایی که لاپورتا و پرز پیش هم می‌نشینند و گرم می‌گیرند و همه دنیا مدیران رئال و بارسا می‌بینند اما برخی مدیران و مربیان ما یکدیگر را تخریب می‌کنند و تهمت می‌زنند! به نظر شما این فوتبال و آن ورزش ارزش سرمایه‌گذاری و هدایت صحیح را ندارد؟!




طبقه بندی: خبر ورزشی،

تاریخ : دوشنبه 16 آذر 1388 | 08:28 بعد از ظهر | نویسنده : جنید | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.